یادداشت به احترام شهیدان پرواز ۶۵۵؛ خونی که یقه شیطان بزرگ را رها نمی کند
غلامرضا بنی اسدی_ هشتمین حادثه مرگبار هوایی جهان، نتیجه درنده خویی شیطان بزرگ است که همیشه به عنوان لکه ای ننگین نه تنها در کارنامه که بر پیشانی آنان هم نمودار خواهد بود، آن ها در این ماجرا، درنده خویی خود را به حدی رساندند که ددان وحشی را هم انگشت بر دهان آمد.
ددان وحشی تا وقتی گرسنه اند، شکار می کنند و می کشند و می درند، اما وحشی های آمریکایی در سیری و از سر تفریح هم می کشند، به پیشینه این سیاستمداران آمریکایی که نگاه می کنیم، می توانیم بگوییم که آدم خواران داعش برگرفته از همین سبک زندگی هستند. آن ها هم می کشند و سیر و گرسنه بودن برایشان معنا ندارد.
اگر داعش امروزه بیگناهان را به آر. پی. جی می دوزد. اگر به انتحار، منفجر می کند، اگر سر می برد، اگر جنایت ها را نو به نو، ابداع می کند، درس آموخته مکتبی است که هواپیمای مسافربری را با ۶۶ کودک روی هوا، به موشک می بندد. ما اگر امروز، موشک های خود را، تفنگ های خود را، مشت های خود را، شعارهای خود را و آگاهی بخشی های خود را به سوی داعش و داعشیسم هدف گرفته ایم تا سرپنجه شیطان را بزنیم، اما هرگز فراموش نمی کنیم که دشمن اصلی و شیطان بزرگ همچنان آمریکاست. آن ها که ۲۹۰ مسافر غیر نظامی و بی گناه ما را در پرواز ir655 به شهادت رساندند. آن ها که نه تنها عذر نخواستند که به جلاد نشسته در جایگاه فرماندهی ناو اس اس وینسنس، نشان شجاعت هم اهدا کردند.
انگار باید به همه گرگ ها و کفتار های جهان هم مدال داد. چه فرقی می کند؟ آن ها می درند و این ها هم پاره پاره می کنند، چطور این مدال بگیرد و آن ها نگیرند؟! جالب اینکه مدعی هم شدند که هواپیمای مسافربری را با جنگنده f14 اشتباه گرفته اند که از جمله خنده دارترین ادعا هاست. به این می ماند که کسی پسر بچه خود را با مرد همسایه، اشتباه بگیرد! آمریکایی ها اگر هیچ پرنده ای را نشناسند، حداقل باید f14 را خوب بشناسند، چون مهره به مهره اش را خود ساخته اند، خود بسته اند.
چطور ماهواره ها و رادار های دقیق آن ها فرق مسافری و جنگنده را تشخیص نمی دهد؟ چطور اندازه بزرگ مسافربری را با اندازه کوچک جنگنده یکی می پندارند؟ اگر این ادعایی که ماهی های مرده خلیج فارس را هم به خنده وامی دارد، باور کنیم، باید به تشخیص سیستم ها و کارشناسان آمریکایی قهقهه زد ، اما.... اما دیدند و تشخیص دادند و شلیک کردند.
این مطابق مرام مرگ آفرین آمریکایی ها بود. آن ها می خواستند جنگ تحمیلی علیه ایران که ما به دفاع مقدسش تبدیل کردیم، پیروزی به نام ایران نداشته باشد. می خواستند صدام را برای فردای منطقه نگهدارند، اما خون شهدای مظلوم پرواز ۶۵۵، کار خود را کرد تا در هر دو برنامه شکست بخورند. هم ما پیروز صحنه نبرد بودیم با حفظ خاک خود و هم صدام، این آستین پرورده شیطان چنان نیش در جانشان فروکرد که به پاره کردن آستین خود هم که شده او را سر کوفتند، اما باز در جنگ دو باطل آمریکایی و صدامی، باز ما پیروز شدیم که امروز سکه رایج در عراق، به نام ماست و این نیست جز برکت سحرگاهی خون شهیدان مظلوم پرواز ۶۵۵ ، فردا که صبح دولت شهادت بدمد، خواهیم دید که از هر قطره خون مظلوم که خداوند قادر و جبار، ولی آن است، دریا، دریا، شکل خواهد گرفت و همه ظالمان را در هم خواهد شکست و پیروزی را به نام مستضعفان حق مدار و ظلم ستیز، با عنوان امامت زمین، سند خواهد زد و آن روز دیر نیست.
ما ماجرای هواپیمایی را و سفر خون را نه از آن گذشته ایم و نه فراموش می کنیم، بلکه به داوری خدایی واگذاشته ایم که خود را مکلف به احقاق حق مظلومان می داند، مطمئنیم ظالمان را یقه خواهد گرفت و.... الیس الصبح بقریب؟